Lyrics

عاشقی آواره ام در غربته چشمانه تو گریه پنهان کرده ام از حرمته چشمانه تو عطر تو را گرفته تنه لحظه های من صد باغه گل شکفته شده در هوایه من امشب تمام غربته خود را گریستم, گریستم شاید دل تو بسوزد برایه من برایه من من آن موج اشکم که بی اختیارم خودم را به آغوشه تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروزو امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است چشمانه تو آرامترین خواب جهان است زیبایی چشمانه نظر کرده آهو رازیست که در عطر نگاه تو نهان است من آن موج اشکم که بی اختیارم خودم را به آغوشه تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروزو امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش
Lyrics powered by www.musixmatch.com
instagramSharePathic_arrow_out